تبليغاتX
el

el

پاک می شود

خدا ما را بیامرزد

ما مردم بدی نبودیم

کشورمان هم جای خوبی بود

خدا ما را بیامرزد

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط الهام ملک پور  | 

 

پا روی پاهایی که از این هم درازتر

استکان روی استکان

که این هم می شکند

این هم درازتر

    

+ نوشته شده در  ساعت   توسط الهام ملک پور  | 

 

ناديا حيدری

توي الكل صداي تو  از ته اعصار

 

ويرانه هاي مني


آوار منبسط شده از آهنگ


رد آرواره بر خطوط تنم


كروكي جديد توام جنب حضرت ملك الموت
گچ گرفته
سياه
وبعد...چقدر سخت


نه ونيم ساعت كامل عمل؟

من كه خار گلو نداشتم دكتر


فقط دريچه مياني قلبم زگيل بزرگي داشت


كه حال تورا به هم زد ومن ويار بعدي خود را به افتخار ستاره هاي جديدتان

"سركار به خدا كار ما نبوده
همين كه رسيديم
چاقو به خود،زني زده بود و داشت تا دسته توي خون خودش شنا مي كرد
و ما زير آوار شن داد مي زديم
! درمون بيار احمق -"

" دروغ مي گه مثه سگ
... من كه اصلا شنا

تازه روده هام هم هنوز دست كسي است "

كه بي شرف ، نقطه هاي زيرين واژه ممنوعه را به گه كشيد و درست يك دقيقه قبل مرگش عربده زد

" زنيكه ي نامرد"

شن شوره بسته بر بزاق

چغر شده بود اسم تو لابه لاي
اين زنيكه نامرد
آويخته
بر خطوط سوره لوط


"... من لوش ندادم ..من لوش ندادم ...من..."

جاي پنجه هام
لاية لايه در آوار
و موهاي بلند شما با رگه هاي نازك خاك


جنازه هاي منيد


شرحه شرحه از تمامي مرگي كه در رگتان مي زد

سوزني فرو كرده بود توي زبان و از دريچه چاقو


مهلت نداد ببوسمت

" ما كه رسيديم در قفل بود و جوراب هاي جنازه داشت داشت روي پنجره سر مي خورد
نه-

نه به حضرت عباس"


صابون كشيده جاي نيش عقرب بعدي
تورا به هيات يك مار و
مرا به هيات يك زن – نمك

" با با مصبتو شكر ..."

توي الكل صداي تو از ته اعصار و پادزهر جنين من حتي...

مهلت نداد ببوسمت

 

 

 

مهلت نداد واژه بخوابد، کارکرد واژگان در شعرهای این چونینی اگر چه نمودی دیگرگونه دارند اما به سیاق همانندهای گزشته ی خود یک هدف را پیش می گیرند که آن بیان گرایی است؛ شاید که بگویید این شعر در جاهایی در موقعیت "تعطیل معنا" به سر می برد که البته به نوعی بیان گرایی را هم منتفی می کند؛ البته من موافقم ولی من می گویم که فضای این شعر میل به بیان دارد؛ میل به باز سازی سیستماتیک موقعیت، میل به فضا.

و من البته با بیان گرایی مشکلی ندارم اگر که در خدمت شعر باشد که در این کار در جاهایی چونین است و در جاهایی هم چونین نیست.

باری

فضاهای موازی ای که این متن می سازد؛ فضاهایی که می گویند: "ما هم دیگر را نمی شناسیم، ما به هم هیچ ربطی نداریم،. . ." ولی آن ها در این بیگانه نمایی موفق نیستند.

ما با جمله ها و فضاهایی روبه رو هستیم که در سطرهای بعدی "گسترده" می شوند، با فضاهایی موازی که گاهی در هم پخش می شوند و فرو می روند و من می توانم این را یکی از جنبه های مثبت این کار بدانم و فکر می کنم که قابلیت مانور بیشتر را نیز دارند. البته این نکته نیز باید بیان شود که برخی سفیدخوانی ها در این شعر این جنبه را کم رنگ کرده اند –و جاهایی هم خوب بوده اند-

و همیشه هم بیان گری در این نوشتار بد نبوده است:

"سركار به خدا كار ما نبوده
همين كه رسيديم
چاقو به خود،زني زده بود و داشت تا دسته توي خون خودش شنا مي كرد
و ما زير آوار شن داد مي زديم
! درمون بيار احمق -"

 

که البته مهلت نداد واژه بخوابد و گرنه سطرهایی را در این شعر می توان یافت که پتانسیلی این چونینی رادارند.

و درست در سطرهای چسبیده به همین سطرهای بالا کار خراب می شود و فضا مدام دغدغه ی بروز و تظاهر دارد؛

" دروغ مي گه مثه سگ
... من كه اصلا شنا

تازه روده هام هم هنوز دست كسي است "

کاش نداشت

و از این ها که بگزریم "چند صدایی" در شعر "نادیا حیدری" به چشم می خورد و اگر چه می توانست بهتر باشد-چه را که متن توانایی چونین امری را از پیش دارد- ولی به عنوان یکی از مزیت های این کار قابل عنوان است.

 

نادیا، نادیا مهلت نداد ببوسمت، مهلت نداد واژه بخوابد. . .، و البته

صابون كشيده جاي نيش عقرب بعدي
تورا به هيات يك مار و
مرا به هيات يك زن – نمك

واژه اگر که بخوابد . . .!

 

و موهاي بلند شما با رگه هاي نازك خاك

+ نوشته شده در  ساعت   توسط الهام ملک پور  | 

 

 دومینو - شماره ی نهم

دستکش پشمی -  داستان مطهره محمودی

برتري براي عمل كردن روي تك تك_ سطرها - امیر قاضی پور

ميخ۲؟؟؟ ( ياداداشتي بر يكي از اشعار امير قاضي پور) - مجید یگانه

یاداشتی بر کافه ترانزیت و موهایی که زیبا بود و فکر می کرد زیبا نیست - الهام ملک پور


+ نوشته شده در  ساعت   توسط الهام ملک پور 

یا

    واج های همیشه              سر به زیر قامت تو

    گنجشک

               روی بام              لانه می کند

    گنجشک روی زمین           دانه می خورد

                 قد راست کرده زیر سایه ی الرحمان

                 قد قامت و مژگان گره خورده             قلم شکسته

 

 

هی

    قشنگ             یعنی مثلث که پا به ماه است

    از صلب تو آغاز می کند

                                    راهی به جلجتا

 

 

ما

    قافیه باختگانیم

    سیمرغ !

                 گو بمیرد

 

 

ما

    لاف عشق می زنیم

    بچه نمی زاید؛ زائو خبر کنید

    بی کوک می زند این زائر

    بی کوک می زند

 

 

 

دی ماه 1382

+ نوشته شده در  ساعت   توسط الهام ملک پور 

  

آه پدر!

من

من

با شیطان هم پیمانم

متاسفم

و برایت آرزو دارم

و البته من شاه نشین سرزمین های دور خواهم بود

من

من

متاسفم

و اگر که لباس ها پاکیزه بماند

آه که شیطان

منم که روی تنم

البته

پرده ها کشیده و

دوربین ها خاموش

که

اکنون

پایان

اکنون

سور

اکنون منم که البته روی کاناپه

اگهی می بینم

آه پدر!

من

من

متاسفم

شیطان

و برایت آرزو دارم

شیطان

بالا پربده رگ روی سینه ام

روی مبل

لمیده

آه پدر!

من

من

که البته کمی هم

که البته

پایان

و تو می دانستی که عربده هایم توی بالش است

تو

تو

چه

می دانستی؟

پایان

که نقطه ندارد

نقطه

من

آگهی می بینم

و مجری توی صورتم

مجری

آه پدر!

من

من

متاسفم

مجری

توی صورتم

پخش که می شوم هیچ

اگر که رنگی میان این همه بازو و دست و پیاده رو

اگر که بخواهد گوشت های من روی تخت

روی ملافه

توی استکان

من

من

پیاده

حرف

می

خواهم

من

من

می

خواهم

شیطان شده ام و کسی هوای مرا

دا   رد

کسی

پیاده رو

و پدر توی استکان

ما  در

چای تلخ

تلخ

اگر که بخوابی

و چشم ها اگر که بسته بخوابی

گوسفند های

گوسفند های

من توی آگهی و مجری بسته می شود

تقدیم می شود به روح استکان

تقدیم می شوم به خودم

که البته شیطان زیر پوستم می رقصد

پا می زند

و توی قلبم ضرب می گیرد

دست

و حالا پا

که تا بالا

که من به جای شما می خوابم

اگر

اگر که بخواهید

می خواهید؟!

من

من

به جای شما؟

و زیر پوستم؟

 

بلوز من ضرب گرفته است و سوت می زند توی گوشی

پدر!

پدر!

آه پدر!

متاسفم

ولی او کجاست که نباید

او کجاست که زیر سقف هایی؟

او کجاست که سوت می زند؟

سوت می زند؟

سوت می زند

پدر!

پدر!

سخت است که استکان روی استکان

سخت

سخت که روی لب هایم

سخت

سخت

 

من از همان صدای شکفتن

من از همان صدای همیشه

همیشه استکان

همیشه چای چای

من

من

با شیطان

اگر که بخواهی

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط الهام ملک پور  |