تبليغاتX
el

el

پاک می شود

تراژدی آخر دی ماه

 

این سطح

سطح کامل اشیا

بار می گزارد و می آید بالا

بالاتر از آن که نمی شود

می آید بالا

فراموش می کند          نام

و دیگرِ اشیا          صدای سطح در کنار من است

تو

این سطح

سطح کامل اشیا

می خواهم

و زمین مال من است

می خوابم

بالا

بلند

و جنازه     دیوار        رگ های بازوی چپم

چپم

چپم

جنازه و          گوشت بره ی یک ساله

در       تو        قمقمه

جایی کسی را کلاه کردم

توی پیاده

نمی خواهد

نمی آید

به جای ما

و سه دندان به دندان شش

دندان سومی

سیب می خورم

 

تو کدام صدای منی؟

دندان           پیش از باز شدن نطفه روی مبل

پایه های مبل برای باز و بسته شدن

برای انبوه نامه های رسیده

به این مقصد          که روی مبل         نطفه        می بندد

مقصد را پشت در بگزار

شیشه های           که روی مبل

در را ببند

نبینم

این         که بندر و کشتی بادبانی

                                          دستی تکان می دهد

دستم لای پتو

دستی لای عروس

نعل های آخر دی ماه

می بینمت

بندر

گل های زعفران

گل های زعفران

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط الهام ملک پور  | 

 نفرین نامه ۳

 

این جا قرار است چه پیش آید؟

من این را نمی دانم؟

زنی بچه اش را در آب انداخته

و از خدا طلب آمرزش می کند

زنی گیسوانش را در آب شسته است

زنی

 

این جا قرار است چه پیش اید؟

پیش آید.

و واژه از زیر دست من              روی دست من

دست من پستان کودکی را شیر خواهد داد

آه کودکی

و آه تمام نفرین های روی زمین

که قدتان به صد و پنجاه سانتی متر هم نمی رسد

یکی اموات مرا صدا بزند

یکی بگوید دوستتان دارم، نفرت های ریز و درشت که عزیزید

البته

برای من

یک نفر

لطفاً

به قبرستان نگاهی بی اندازد

دوستان شریف من

که خود را توی ذهن من                چال کرده اند

سه و هفت و چهل و سال و

که این پرده هم می افتد روزی

دوستان شریف من که از دوست داشته شدن بیزارید

که این پرده هم روزی خواهد اوفتاد

 

مادری

بچه می زاید

که باران شود

و در آب بی اندازد کودکش را

و خدا اَرحَم الراحمین است

خدا الرّحمان و رحیم است

این پرده هم

خواهد اوفتاد

و این پرده هم خواهد اوفتاد

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط الهام ملک پور  | 

امروز

9 اسفندماه 1384

در محل شورای کتاب کودک یک سالگی بانک اطلاعات کودکان کار و خیابان را گرامی داشتیم

با حضور دوستانی که تنها عشق به کار و ایمان به عمل آن ها را در کنار هم گرد آورده بود و مداومت در رویکرد ایشان برای انجام کار ریشه ای و علمی در زمینه ی مسائل این کودکان

یک خانم انصاری فر که حضورشان دلگرمی و اطمینان بخش است.

9 اسفندماه 1384

ساعت 4

شورای کتاب کودک

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط الهام ملک پور 

من باید بمیرم> مدتی است که فکر می کنم باید مرده باشم> و این مرا می ترساند> می ترسم> زندگی روی پاهایم برایم بسیار گران است> پاها را دراز می کنم > زندگی توی رگ هایم عفونت کرده است> باید مرده باشم> شب های زیبای تنهایی> بی هیچ کس که بخوابد> دراز می شوم در امتداد> می آیم> شب های زیبای تنهایی>

John Lennon
+ نوشته شده در  ساعت   توسط الهام ملک پور  | 

Apaluss

و کتاب دعای میر حسین کبیر

Apaluss

و می فهمد که چه بازی کثیفی در دست دارد

Apaluss

و دکمه های کنار بخاری

و دکمه های پستاندار

نخ و سوزن

و حباب های  صابون

من به کجا می برم از او

کهنه سال و دیر پا

به مرگ ماننده و

دُور دست های خودم می پیچم

و از کلید می ترسم

شترهای قافله ی هَرات

سپید و عَجب که ساعت هشت است صورت این مرد

 

و روی بلیط های اتوبوس

راز بقا می بیند

Apaluss

سرمه توی دهان و استخوان روی استخوان

 

15/11/1384

+ نوشته شده در  ساعت   توسط الهام ملک پور  |