تبليغاتX
el

el

پاک می شود

 

روزنامه 3 >> حمله به تو

 

 

1)

داشتم خورده می شدم

کشوهای میز

لباس های قدیمی    از ریخت افتاده اند

بیا بریم بیرون

تو رُو خدا بیا بریم بیرون

خیابان فرعی

بیا بریم بیرون

وسط ما چاله پهن می کنند

بیا بریم بیرون

شرکت گاز

لوله های گاز

چاله پهن می کند

گفتند ما زنده ایم

گفتند خدا بزرگ است

بیا بریم

بیرون

بیا بریم بیرون

من باید یه چیزی بخرم

این را می دانم

این اسم رمز است

این نشانه است

نگفتند کجا چاله می شود

نگفتند

فقط گربه ها می خواهند بروند

فقط یه چیزی باید خریده بشه

به من نگفتند گاز چه کسی

فقط

         این اسم   نشانه است

باید بمانی عزیز من

بریم

بهتره بریم یه چیزی بخریم

چاله ها اصلن خیابان نمی شوند

عزیزم من رُو بخور

بریم

خواهش می کنم

این رمز

این لباس های لعنتی

این که من می نویسم بپوشید

 

شعور چیز خوبی ست

کی گفته تو دنیا آدم چاله می خوره

کی گفته گربه ها

کی اصلن

اسم رمز

اسم رمز

باید بریم

عزیزم

یه چیزی باید می خریدیم

 

2)

 به شاه رگ ها می زنیم

می گویند باید بزنیم

به دندان های شیری نیش

می گویند شیر بخورید

دنیا مال ماست

این عقربه ها میل جویدن دارند

بگویید تمام شود لطفن

بگویید خدا بس است برای بیشه های دور

بیشه ها سرد و تاریک اند

ما لیاقت ترس را نداشتیم

و کار خراب شد

و خوب است که پا نمی شود آخر

من چاله کندم

دوستم بود

دوستش داشتم

گربه ها جفت می گیرند

شیر بخورید تا شیر بیشه های دور و بر من دارم می ترسم

دارم به سوی خودم نشانه می روم

این نشانه است

گفتند شیر بشوید

گربه ها می میرند

یک سیب در هوا

انگشت من

 

با اتوبوس می رویم

برویم

بیا برویم

 

3)

یک انتهای کلمه

بپوشید واژه های

باید بمانی

بیرون

هوای تو خوب است

به جز تو

بیا برویم

بخوریم

چیزی بخریم

خیابان لعنتی

 

21 دی ماه 1385

01:50

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط الهام ملک پور  |