تبليغاتX
el

el

پاک می شود

خلاصه­ی ماوقع

فاصله عبور است . . . . فاصله گوشی تلفن توی دست­های ساکت من است . . . . فاصله بال­های پرستوی هر شب من است . . . لامپ روشن توی اتاق خواب است . . . . . شباهت دشت­های بی­غروب توی لباس­های تنگ وضوخانه . . بعد چند ساعت پی­در­پی از هر عبور سایه­ی وحشی ترم . . هیچ زن فقط نگران من نباش نگران خرکاری ذهن من نباش . . . نگران فردا که نیستی . . وقتی هنوز شکلات اسنیکرز خوب است . . بوق می­زنم که چراغ قرمز شود . . فقط کمی به شور که می­زنی . . فاصله سرگردانی دست­های من تمام نمی­کند . . من در هیچ کجای نبودن­ت خالی نمی­شوم . . به موج فکر می­کنم روی قالی لاکی . . . . کلمه­ها مقصر نیستند . .

یک­شنبه 19 مهرماه 1388

el

+ نوشته شده در  ساعت   توسط الهام ملک پور  |