تبليغاتX
el - نفرین نامه 7

el

پاک می شود

نفرین نامه 7

 

Go to fullsize image 

 

از جا افتاده ام

باید کمی بنوشم تا رفیق شوم    شیوه ی نوازش اضلاع

افتادنی به هر زاویه چکش می زنم

به هر تیغ تنت ضماد می گذارم

افتاده ای که ماندنی شوی

ولی نمی مانی

قطعه ی دیگری را می شنویم    و با این که خامه روی بستنی می چسبد   تو روی هر خرف نقطه می گذاری

من تیر می اندازم به سوی     و حوالی هر گونه ارتباط

از تو خسته ام

اگر چه خود تو هم خواهی رفت

من هم همین را می خواهم

باید بیفتم     بیاندازم خودم را روی نت های شوپن     روی تکه هایی از خراش جان لنون     باید توی جوب های رقیق کمی خفیف شوم    باید

زندگی کنم

زندگی کنم

یعنی این که کلمه از هر خشتی خام تر است

من این تزلزل لحن را دوستت دارم

دوست دارم

دوست دارم

من آیا چیزی را دوست دارم؟

دوست داشته ام؟

 

فرشته های گچی به خنده ام می اندازید وقتی آب را تف می کنید تا بنوشمتان

 

فرشته دوست ندارم

مرد دوست ندارم

کوچه های بهاری با گرده ی گل های لعنتی    دوست ندارم

البته دوست دارم که دیگر تو را دوست نداشته باشم

با آن تیغ های درخشنده

کوبیدن اعلامیه را روی صورتت دوست ندارم: عزیزم برو برو برو

دوست ندارم

من جایم خوب است

بهتر است گم شوی و این خوب است که دیگر نبینمت

عصبانی

این کلمه ی خوبی ست

متعلق به من است

دوست ندارم بیشتر از این

تیغ های ساده ی براق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط الهام ملک پور  |