|
نفرین نامه 2 کاغذهای سفید ترسو بیایید و مرا بگیرید و این سان است که آدمی پذیرای مرگ است بدین گونه که روی قیر روی خورده شیشه های روی پیانو من از تو چه قدر می دانم؟ و این استکان که چه طعمی روی لب های پیانو و این چه استکانی ست جا مانده فردا که می آید و این استکان که قرمز می شود و دوباره استکان دوباره استکان دوباره خواب روی نرده های نارنجی پا از گلیم و تو مگر می دانی؟! می دانی؟ دست کاغذ و تمام نت های پاروی شنی می زنم آخر سل می زنم آخر که استکان روی تنت که این چه طعمی ست روی انحنا روی دوبار آمدن آمدن مکان های همیشه ی پایین پایین چه سطری می تواند باشد! چه سطری؟ کاغذها آآآی کاغذها پنیر چه طعمی دارد؟ و رنگ قهوه توی انحنا؟ |
+ نوشته شده در ساعت   توسط الهام ملک پور
|
