تبليغاتX
el - خدا ما را به سلامت دارد / قاعده ی بازی

el

پاک می شود

سطرها را تنها می نویسم / ننویسم چه می شود مگر ؟ / ننویسم چه می توانم ؟ / مگر دردهای تحتانی / و زاویه های کبود / اشیا / و تبانی ساخت های موازی / صد و پنجاه و / اگر بیاید این سطر که روی من است / مگر زندگی چه دردی دارد ؟ / خدا درد می کشد در عضالات بازوی من / گرفتار شده ام / و روی باز گشت ندارم / خدا بد جوری بی رو در هزار توی این ماجرا و / من اگر می دانم به خاطر این است فقط که نمی خواهم / شاه من عقب کشیده است / و مگر شعر است هر چه می آید / کلاه بر می دارد و / سلام می گوید / عصرتان بخیر و از این جور حرف ها / چیزی نمانده است / چیزی نمانده است / و این ابتدای این سطر است / کلاه بر می دارد و ابرها عجب هوای مرا دارند /

 

21/1/1385

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط الهام ملک پور  |