تبليغاتX
el -

el

پاک می شود

 

از این می نویسم

"حاشیه بر کتاب عقب مانده و علی سطوتی قلعه"

 

آیا او نمی داند که میوه های درخت های دور بوده است؟

او چیده است و روی میز پراکنده گشته است؟

میوه درختهای هزار چهره

به شماره ها فکر می کنم گاهی که از یاد می برم صورت تو را

ترس از فرو پاشی

ریزش عشقه بر گردنی دراز

این جا که بازار مس گرهاست

و من فکر می کنم اگر چند هزار سال پیش به دنیا می آمدم؛ در آن زمان که کرمان کویر نبود؛ سبز بود و دریاچه داشت و ... باز من عطش کوهایش را داشتم و شمارش درختهای سپیدار

میوه به هسته های خود باز می گردد

شاید شمارش انهدام نطفه های زیرزمینی

مادران کهنسال،مادران همیشه کهنسال، تا ابد کهنسال

مادران از ابد کهنسال

درخت می کارم

میوه می دهم

ریزش بمب های خوشه ایاز گردن چه کسی که به راه من آمده باشد؛ در من راه رفته باشد و این ابد از کسی شروع شد.

آلبرت، رگ هایم را نشانه برو و از گردن شروع کن.

آلبرت کدام میوه از چهره ی من شبیه تر است کدام خانه های رنگی جاندار، مویرگ های محیط کلیه ها، کنار سایه ی عروسک. میوه از کجا شروع شد.درخت هایی که چیده شد. والبته میزهای ساده براق.

در من راه رفته باشد و شماره این عشقه و ریزشی  گردنی دراز...

آلبرت! از کجا شروع بود؟!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط الهام ملک پور  |