اشتراک مساعی
ما سعی می کنیم هیچ اتفاقی نیفتد
ما سعی می کنیم هیچ بمبی ساخته نشود
ما عمیقن امیدواریم پرچم ها به رنگ خودشان آشفته شوند
ما ماییم که در تلاشیم
تابناکی در دستهای ما به معجزه می خندد
و از راههای فرعی به بزرگراه نقب می زنیم
ما تروریستیم
و در جلگه ها سرودی ابدی برپاست
ما همیشه تروریستیم
ما سعی می کنیم هیچ اتفاقی نیفتد
تاکسی می گیریم و به خانه برمی گردیم
ما حتمن به خانه برمی گردیم
در این شکی نیست
هر روز یک شعر خوب باید خواند
هر روز یک موسیقی خوب باید شنید
هر روز یک نقاشی خوب باید دید
هر روز یک فیلم ساخته می شود
من فیلم خودم را دارم
شب ها تا صبح بیکار نمی نشینم
این رسالت من است
هر روز هر روز هر روز
از بام افتادن
و در گورهای دسته جمعی مجتمع شدن
به حواشی مردانه یاری رساندن
و نزول ابرهای پی در پی
چشم های شما خسته می شود
کودکان من خسته می شود
اسب سفید کوچولو خسته می شود
قطعنامه ها و میزها خسته می شود
خودنویس
بعضی وقتها می زنم توی خودم
و سعی می کنم بمانم و رکیک شوم
گور پدر بچه های من
صبح های جمعه مراسم تدفین است
من فیلم خودم را دارم
هر روز باید یک فیلم خوب دید
سعی می کنم با تمام آدمها تکه پاره شوم
سعی می کنم در تمام عملیات استشهادی شهید شوم
سعی می کنم روده های بزرگم کوچک اش را بخورد
سعی می کنم در هر لحظه به من تجاوز شود
سعی می کنم در هر لحظه مادرم را بکشم
من تروریستم
و این مسئله ای نیست
من فیلم خودم را دارم
1/6/1385
