تبليغاتX
el - رویِ > و در حوالی > و با سوء استفاده از تقاضایِ>

el

پاک می شود

رویِ > و در حوالی > و با سوء استفاده از تقاضایِ>

                               دچار یک کفش >> مطهره محمودی

 

مطهره جان!

کلمه ها روی پایشان بند نیستند /

در تنهایی به تنهایی می اندیشند / حکایت جمله ها و ثانیه ها /

گفتار دچار یک کنش است / پس از گلابی و چاقی /

و البته راه راه و کمربند /

من تکذیب می کنم /

فکر می کنی پنج شنبه ساعت چهار وقت مناسبی ست؟/

پس، سالیان سال / همان بس است برای صدای گوگوش / نامه های پشت در /

که پر از هذیان است / صدا سوخت می شود / وطن سوخت می شود / نامه های پشت در /

ما هر چیز را مثل یک شی زینتی می پرستیم /

ما برای مواجه نشدن، به امر مقدس بال می دهیم / دور می شود /

خانم آتشین! / کدام مردم؟ / بروید پی کارتان / صدا سوخت می شود /

"معبد شوید و" سینه ها را بسوزانید / از قلب خود خروج کنید / خروج کرده ایم /

که پر از هذیان است /

تب دارم برای صدایی / که می خواند /

تب دارم برای"از تو دوباره می شوم" / یا شاید / "در تو خلاصه می شوم" / یا "مچاله می شوم" / همینه / من مچاله می شوم / نه افسرده / با شادمانی مچاله می شوم /

من هم بال می دهم / من هم پاشنه های ملتم هستم / هر وقت بخواهند راه بروند / هر وقت بخواهند / آشیل هستند و به من فحش می دهم / گیر کرده لای در / گیر کرده درامر متافیزیک / خانم محمودی! سرکار خانم محمودی عزیز! /

اگر جنون ترس دارد؛ از آن بترسید /

اگر بی پروایی، شرم دارد؛ حیا کنید /

من ما به ازاء نمی خواهم /

من index نمی خواهم /

خانم نویسنده قلمتان را بدهید به من / قلم خوبی ست / شما که دو تا دارید / یکی اش را بدهید به من / اگر نمی دهید / پس با دو دست بنویسید و این قدر خسیس نباشید/ سرعت گیر مبتلاست /

یا انگشت نباش یا انگشت نباش /

12/6/1385

+ نوشته شده در  ساعت   توسط الهام ملک پور  |