تبليغاتX
el -

el

پاک می شود

 

از دور صدایی شنیدم    و این از صداقت چشم ها خبر می رساند

شماره های اتاق ام مفهومی از نهایت اند   پونصد و چهل و چهار  بچرخید به سمت در فرعی    چیزی نمی فهمم

صدایی که می خواستم بگویم      صدا در انباشتگی صدای موسیقی گم شد ولی هنوز می خواستم بگویم

ببخشید این دست کیست روی شانه ی من

اشتباه می کنید

من برای کسی گریه نمی کنم

روحی که درگذشت . . .

شماره ها مفهومی از نهایت اند

این جا به مسیرهای فرعی ختم می شود     و دست ها      دست ها   پله های اضطراری دیده می شوند     کافی ست آن جا را به دقت نگاه کنید    من دیدم    و این صدایی ست که در موج های نور و گرما گم می شود

روح به این اندیشید

برای هیچ کس

برای صداها عددها را کنار هم می گذارم

شما صدایی هستید با شماره ی . . .

آرامش برای نشستن     برای کشیدن پوست های باکرگی

در صدا می شود نشست

شماره ی سیصد و هفتاد و نه

برای هیچکس

روح به این اندیشید        و بخار شد

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط الهام ملک پور  |