تبليغاتX
el - جزیره ی مسکونی

el

پاک می شود

 

جزیره ی مسکونی

 

سرم به گوش های زیادی می چسبد

انگار که یخبندان است

و هیچ چیز جز بستنی به گوش هایم نمی چسبد

می شنویم که قوطی های ماهی کنسرو باز می شوند

می شنویم که تنها در تاریکی ِگوشه هایی ایستاده اند

سرم نمی چسبد به تنم

ولی سرم به گوش های زیادی چسبیده است

حالا که تنم کنسرو می شود تا گوش های زیادی - - بشنوم - - و هیچ چیز جز بستنی به کار نمی آید

حالا که تنم به این سر نمی چسبد چه خوب که این گوش ها هم نمی چسبید

حالا که یخ می زنم انگار که گوش هایم دارد می افتد

قوطی های ماهی کنسرو باز می شوند

در مسافت صدایم برای گوش هایم آشناست

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط الهام ملک پور  |